بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

150

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

آن نبردند تا آنكه حضرت امام موسى بن جعفر عليهما السلام پيش مهدى آمد و او از آن حضرت حقيقت اين چاه را پرسيد حضرت فرمود كه رجال و نساء آن چاه از اصحاب احقافند و آنها بقيهء قوم عادند كه منازل ايشان هنگام غضب الهى نعوذ باللّه منه به زمين فرو رفت . و بعد ازين حق سبحانه و تعالى رفع تعجب از انذار هود عليه السّلام مىكند به اين قسم كه هود مبعوث گرديد و انذار قوم خود نمود وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ و حال آنكه گذشته بودند پيغمبران بيم كننده مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ پيش از هود و پس ازو و آن پيغمبران انذار ميكردند قوم خود را أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ اى : بأن لا تعبدوا الا اللَّه يعنى به اينكه عبادت مكنيد جز خداى تعالى را . و مخفى نيست كه نهى كردن از چيزى بيم كردنست از مضرت آن پس ازينجا معلوم شد كه آمدن هود و دعوت بتوحيد كردن امرى غريب و دعوى عجيب نيست . صاحب مجمع البيان گفته كه وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ تا اينجا جملهء معترضه است و آنچه حق تعالى بعد ازين ميفرمايد كه إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ متعلق است بقول خداى تعالى كه فرمود إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ يعنى انذار كرد اخا عاد قوم خود را بموضع احقاف و گفت : بدرستى كه من مىترسم بر شما عذاب روز بزرگ را و بزرگى آن روز باعتبار هول و دهشت است كه عارض مردمان خواهد شد بسبب شرك و كفر و معاصى و بعضى گفته‌اند كه أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ متعلق است بقول خداى تعالى كه فرموده إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ و جملهء معترضه وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ است و بس بدون ما بعد آن . قالُوا گفتند عاديان مر هود را أَ جِئْتَنا آيا آمده‌اى تو ما را لِتَأْفِكَنا عَنْ آلِهَتِنا تا برگردانى ما را از عبادت معبودان ما و ما از عبادت آلههء خود اعراض نخواهيم كرد و بشرك خود باقى و ثابت خواهيم بود فَأْتِنا بِما تَعِدُنا پس بياور براى ما آنچه وعيد مىنمايى ما را به آن إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ اگر باشى تو از جملهء راست گوينده‌ها قالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ گفت هود در جواب ايشان كه جز اين نيست كه